![]() |
![]() |
|
| به تو میرسم من از این شب نیلوفری به تو میرسم من از این راه خاکستری |
|
زمزمه های بیدار ( قسمت چهارم ) " میون این همه کوچه که به هم پیوسته کوچه ی قدیمی ما کوچه ی بن بسته دیوار کاهگلی یه باغ خشک که پر از شعرای یادگاریه مونده بین ما و اون رود بزرگ که همیشه مثل بودن جاریه صدای رود بزرگ همیشه تو گوش ماست این صدا لالایی خواب خوب بچه هاست کوچه اما هر چی هست کوچه ی خاطره هاست اگه تشنه ست اگه خشک مال ماست کوچه ی ماست "
ارائه و ثبت این واقعیت جدید از " کوچه " یا " خانه " آشنازدایی در ژانری است که مخاطبش به تصاویر شایع فراگیر و اغلب دستمالی شده عادت کرده است و به راحتی با تصاویر و تعابیر جدید از موضوعات شناخته شده و قدیمی کنار نمی آید ضمن اینکه چون شعر و ترانه از دو ژانر متفاوتند آشنازدایی در آنها یکسان نیست یعنی نمی توان در برابر مخاطب ترانه از سمبل " کوچه " یا " خانه " اراده ی معنای دلخواه کرد و گوش و ذهن او را به یک باره با مفهومی مطلقا نو و دیگر شده مواجه ساخت. وجه شبه یا پلی که رابط بین مخاطب و مفهوم جدید " کوچه " یا " خانه " است دیگر وجه شبه صرفا شاعرانه ای که اغلب محتاج تفسیر و تبیین است نبوده و این وجه شبه ترانه است . ترانه ای که هنری مردمی است و هویت بینا متنی آن که محوریت آوایی ترانه را یادآور می شود ترانه سرا را از اندیشه ورزی محض باز می دارد. سخن از سال های طلایی دهه ی چهل و پنجاه بود. نقش این دوران در رشد و تحول و شکوفایی هنرهایی چون نقاشی سینما رمان شعر و موسیقی غیر قابل انکار است . در دهه ی پنجاه ترانه با گذر از دوره ی گذار ( سالهای دهه ی سی و اوایل دهه ی چهل ) به ساختاری محکم و مشخص رسیده است. در این سالها هارمونی نوین واژه ها و نت ها کاملا محسوس و به واقع چشمگیر است . واژه ها و نت ها نیز چون حلقه های تازه یافته ی خالقان آهنگ و ترانه و صدا یکدیگر را یافته اند و در تلفیق زیبایشان به دروازه ی ماندگاری رسیده اند. ترانه سرا آهنگ ساز و خواننده سه ضلع یک مثلث اند و تیم های هنری شکل گرفته اند : "منفرد زاده " شهیار " فرهاد " بیات " جنتی " اقبالی " شماعی زاده " سرفراز " آتشین " واروژان " ستار " ابی " زلاند " داریوش " ستار پور و . . . تیم های نوپا و در عین حال قدرتمند ترانه ی این دوره به ویژه سال های پنجاه تا پنجاه و هفت اند. مثلث های طلایی در روزگار طلایی موسیقی پاپ. ادامه دارد ... ------------------------------------------------------------------------------------------------------------ در ضمن در گذشت ناصرعبداللهی رو با نهایت تاثر و افسوس به خانواده ایشان جامعه ی هنر و موسیقی و مردم ایران تسلیت می گویم. همین و فقط افسوس. در ضمن سر قولم هستم و به زودی از داوود مقامی براتون می زارم. منتها بزارین زمزمه های بیدار تموم بشه بعد. من رفتم ولی هستم موفق باشین ... |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 3 دی1385ساعت 20:37 توسط محمد علی ( علی سابق ) و حال دیگر فقط شرر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
سلام و خدا حافظ . این بود پایان کار شب نیلوفری با من . شب نیلوفری رو تنها یک نفر میتونه دوباره روشن کنه ...البته من دیگه در اینجا نیستم و ترجیح میدم در فصل سوم خودم زندگی کنم
|
| نوشته های پیشین |
|
اسفند 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 اسفند 1385 دی 1385 آذر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 مهر 1384 شهریور 1384 |
| آرشیو موضوعی |
|
علوم ورزشی |
| نویسندگان |
|
محمد علی ( علی سابق ) و حال دیگر فقط شرر بچه های رشته ی تربیت بدنی |
|
RSS
|